pic2  

صاحب مکیال

سيّد محمّد تقي موسوی اصفهانی


سيد محمد تقي فقيه احمدآبادي، عالم فاضل، خطيب بارع، و مجتهد جليل القدر، در شب جمعه 5 جمادي الاولي 1301ق در اصفهان متولّد شده و نزد جمعي از علماي اصفهان به كسب فيض پرداخته و يا اجازه دريافت نمود كه از آن جمله است: سيّد ابوالقاسم دهكردي، آقا سيّد اسدالله، حاج ميرزا بديع درب امامي، آخوند ملّا محمّد حسين فشاركي، حاج مير محمّد صادق خاتون، ملّا محمّدكاشاني، سيّد محمد كليشادي و حاج آقا منير الدّين بروجردي، تا اين كه به مقامات عاليه علم و اجتهاد رسيد.
وي چهل و هفت سال در اين جهان زندگي كرد و از سنين جواني قدم در مرحلة پيري نهاد. با وجود اين آثار ارزنده او در حدّ كمال و پختگي و ژرف نگري و ريشه­ دار است، و اين به خاطر خلوص نيت و پاكي قصد و نظر در تحصيل علم و پيمودن مراحل تعليم مي­باشد كه در عمل، تلاش خالصانه­اش در توجه به سوي ­الله بوده، از غير  او بريده بود.

اضافه برآن ارادت شديدي نسبت به خاندان رسالت و ائمه هدي عليه السلام داشت، و در تمام احوال به آنها توسل مي جست و در همه افعال و اقوالش به آنها اقتدا مي­كرد و از آنها پيروي مي­ نمود، و ازتعاليم مقدسه آنها بهره مي گرفت.
به خصوص به امام منتظر حجت بن الحسن عجل الله فرجه الشريف توجّه ويژه اي داشت، در معرفت آن حضرت و انجام وظايفي كه لازم است اهل ايمان در زمان غيبت انجام دهند به مراحل و منازل والا و شامخي نايل آمده بود، به طوري كه چند كتاب و رساله مهم و سودمند در اين باره تأليف كرده كه مهمترين آنها همين كتاب ( مكيال المكارم ) است.
در زندگي اين سيد بزرگوار خصوصيات قابل تقديري وجود دارد كه لازم است به آن توجه شود وآن عبارت است از اينكه: او به شئون و زرق و برق دنيا توجه اي نداشت، و به اندكي از امور معيشت و كمي ماديت قناعت­كرده بود.
در امور مادي جامة قناعت پوشيده، از خلق اعراض نموده و به طلب علم وكمال پرداخته بود. نه در پي جاه و جلال مي­رفت و نه در جمع و مال و منال مي­كوشيد؛ دنيا و آخرت خويش را با ولاي خاندان رسول الله آباد ساخته بود.
از جمله ديگر فعاليت هاي مؤلف كه در كنار كارهاي ارزندة علمي خود انجام داده، نسخه برداشتن از روي كتابهاي گرانبها كه به مطالعه ودرس آنها نياز داشته است.
سيد بزرگوار در ساعتهاي فراغت قصايد و ابياتي مي سروده و اشعار خود را به خاندان عصمت بويژه امام مهدي (عجل الله فرجه) اختصاص دارد.
اشعار او در لابلاي تأليفات و نوشته هايش پراكنده مي باشد، و تخلص او (تقي) و احياناً شرعي زاده بوده است.
وي در مسجد مرقد مطهر سيد اسماعيل نوادة امام زين العابدين (ع) در جاي پدرش اقامه جماعت مي­كرد، ودر جمع كردن اخبار وآثار وارده درباره حضرت مهدي (ع) بسيار اهتمام داشت. البته بايد گفت از خط خوبي نيز برخوردار بوده است.



كتب زير از تأليفات اوست:


۱- « آيين جمعه» يا « آداب الجمعات وابواب الجنان» مطبوع
۲- « انيس المتفرّدين »
۳- « ايضاح الشبهات »
۴- « بساتين الجنان» و در معاني وبيان
۵- « تحفه المتأدين» در نحو
۶- « تذكره الطالبين»در شرح « آداب المتعلمين»
۷- « ترتيب الطلاب در نحو»
۸- « تعادل و تراجيع»
۹- « تفسير قران»
۱۰-« توضيح الشواهد»
۱۱-« حواشي بر شرح الخبيص»
۱۲-« ديوان اشعار» با تخلص« شرعي» و « تقي»
۱۳-« سراج القبور» در آداب نماز و نافله شب
۱۴-« شرح مختصر بر كتاب تصريف»
۱۵-« شرح نصاب» كه در ۱۶ رجب ۱۳۱۰ ق در ۱۰ سالگي تأليف نموده است.
۱۶-« ضياء المنير» درصرف
۱۷-« كنز الغنائم» در فضيلت دعا و نماز جهت حضرت قائم (ع)
۱۸-« محاسن الاداب» در نحو
۱۹-« مكيال المكارم» ( جل الله تعالي فرجه) ، به عربي در ۲ جلد كه بارها به طبع رسيده و به فارسي هم ترجمه شده است.
۲۰-« نورالابصار» در فضيلت انتظار
۲۱-« وظيفه الانام في زمن غيبه الامام » ( عجل الله تعالي فرجه الشريف)


داستان نگارش كتاب مكيال المكارم

 

سيد محمدتقي موسوي اصفهاني صاحب كتاب مكيال المكارم نقل مي كند:به فكر افتادم كه كتاب جداگانه‌اي در اين باره بنگارم كه آن فوايد را در برگيرد، و به سبك جالبي آن را به رشتة تحرير درآوردم. اما حوادث زمان و رويدادهاي دوران و ناراحتي‌هاي بي‌امان، مانع از انجام اينكار مي‌شد، تا اين كه كسي را در خواب ديدم كه با قلم و سخن نتوان او را توصيف نمود؛ يعني مولا و حبيب دل شكسته‌ام و امامي كه در انتظارش هستيم او را به خواب ديدم كه با بياني روح‌انگيز چنين فرمود:

«اين كتاب را بنويس و عربي هم بنويس و نام او را مكيال‌المكارم في فوائد الدعاء للقائم(ع) بگذار»!.

همچون تشنه‌اي از خواب بيدار، و در پي اطاعت فرمانش شدم ولي توفيق ياريم نكرد، تا اين كه در سال گذشته ۱۳۳۰ ق. به مكة معظمه سفر كردم و چون در آن جا بيماري وبا شيوع يافت، با خداوند عزّوجلّ عهد بستم كه هر گاه مرا از گرفتاري‌ها نجات دهد و بازگشتم را به وطن آسان گرداند تأليف كتاب را شروع نمايم. پس خداوند بر من منت نهاد و مرا به سلامت به وطن بازگرداند، پس به تأليف كتاب اقدام نمودم تا به عهدي كه با خداوند بسته بودم، عمل كرده باشم.

تشرف صاحب مكيال المكارم خدمت امام زمان(عليه السلام)

صاحب مكيال به مناسبت‌هايي در كتاب خود به دو مورد از تشرفات خود به محضر امام زمان(ع) و سبب اتصال زمين و آسمان اشاره كرده كه آن را براي روشني چشم شيعيان و شيفتگان و منتظرانش مي‌آوريم:

تشرف اول

در يكي از سال‌هاي گذشته، قرض‌هايم بسيار و احوالم سخت شد در اين حال ماه رمضان هم فرا رسيد، پس به آن جناب توجه كردم و در سحرگاه يكي از شب‌ها حاجتم را بر آن حضرت عرضه داشتم، وقتي نماز صبح را در مسجد به جا آوردم، به منزل برگشتم و خوابيدم.

در خواب به ديدار آن جناب شرفياب گشتم، آن حضرت به زبان فارسي به من فرمودند: «قدري بايد صبر كني، تا از مال خاصِ دوستان خود بگيريم و به تو برسانيم».

وقتي از خواب بيدار شدم فضا را معطر يافته و غم و اندوه از من دور شده بود، چند ماهي نگذشته بود كه از اهل دين براي من وجوهي آوردند كه به وسيله آن قرض‌هايم را ادا كردم و به من گفت: «اين از سهم امام(ع) است».

تشرف دوم

سيد شهيد و علامه فقيد در جلد اول مكيال المكارم تشرفي ديگر را اين چنين روايت مي‌كند: «شبي در خواب ديدم امام عصر(ع) به همراه يكي از پيامبران بني اسرائيل به خانه‌اي كه در آن ساكن هستم، وارد شدند و به اتاق من كه رو به قبله است تشريف آورده، و به بنده فرمودند كه مصائب مولاي شهيدمان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را بخوانم.


[من هم] امر مطاعش را امتثال كردم و آن حضرت روبه ‌روي من به حالت استماع نشست.

چون ذكر مصيبت را به پايان بردم، ابتدا به طرف كربلا به زيارت سيد الشهداء(ع) پرداختم و آنگاه به سمت طوس، زيارت حضرت ابوالحسن امام رضا(ع) را خواندم و سرانجام رو به سوي حضرتش زيارت مولايم حضرت حجت(ع) را به جا آوردم.

چون زيارت‌ها را به پايان رسانيدم و آن حضرت خواستند كه تشريف ببرند، آن پيامبر بني‌اسرائيل ـ كه همراه ايشان بود ـ از سوي آن جناب وجهي را به من داد كه مبلغ آن را ندانستم و بعد از نظر من پنهان شدند.

فرداي آن شب، يكي از علماي بزرگوار را ديدار كردم و او به من مبلغ قابل توجهي داد كه همچون باران بهاري پر بركت بود. پس با خود گفتم: «اين تأويل خوابي است كه پيشتر ديدم.»

پس از اين خواب، آن قدر بركت‌هاي باطني و علوم كامل پنهاني و معارف ايماني و الطاف رباني به من عنايت شد كه زبان خامه از بيان آن ناتوان است.

رزق بي گمان

استاد رمضان بناء كه مردي مخلص، با ولايت، معتقد و راستگو بوده، با اشكي جاري و خضوعي قلبي و آه و حسرتي جانسوز نقل كرده است :

روزي من در منزل مرحوم آقا بنايي مي كردم قبل از ظهر به ايشان عرض كردم مقداري پول به كارگران بدهيد كه نهار تهيه كنند، وايشان فرمودند :بسيار خوب ولي پولي ندادند ومن براي بار دوم وسوم هر كدام با فاصله عرض كردم به كارگران پولي بدهيد براي نهار، وايشان در يك حالت توسل قرار گرفتند ومشغول ذكري بودند، ودر اطرافخانه حركت مي كردند ، ناگاه شخصي در خانه را زد و گفت من از خوانسار هستم ، مقداري پول به آقا داد ورفت، وآقا از آن پول به كارگران دادند ،ومعلوم شد، ايشان هيچ پولي نداشته اند وبا توسل ودعا ، خداوند متعال ، از راه بي گمان ، مشكل ايشان را بر طرف نمود. 

mazar saheb mekyal

 کیفیت شهادت مولف :

درباره كيفيت شهادت آن سيد بزرگوار در كتاب نگاهي به زندگاني جهانگيرخان قشقايي به نقل از شهداي روحانيت در يكصد سال اخير چنين آورده شده است:

سيد شهيد در ماه رمضان المبارك 1348 ق. به علت كسالت، در بيمارستان عیسی بن مریم اصفهان بستري شدند. شب 25 ماه مبارك، متصدي بيمارستان كه از سران فرقه ضاله بهاييت بود و «سر الله خان» نام داشت، همه بستگان و اطرافيان آن مرحوم را از اتاق بيرون كرده و سمي را كه در استكان داشته به ايشان مي‌خوراند، اطرافيان و دامادهايشان در آن لحظة آخر از [پشت در اتاق] شنیده اند كه آن سيد بزرگوار پيوسته صدا مي‌زده: حبيبي يا حسين! از داماد ايشان «مرحوم حضرت آيت‌الله سيد مرتضي موحد ابطحي» منقول است كه «سيد شهيد در حالي كه در بيمارستان بستري بودند، مي‌فرمودند: «بناست حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) تشريف بياورند.»

همچنين فرزند ايشان آِت الله سيد محمد موسوي اصفهاني ـ در مقدمه كتاب نور الأبصار در اين باره آورده‌اند:
او ستاره‌اي درخشنده بود كه با طلوع خود دل‌ها را مجذوب خويش نمود، ولي افسوس كه زود غروب نمود و سرانجام با توطئه دشمنان دين و نوشيدن زهر كين به وسيله يكي از اعضاي فرقه ضاله [بهاييت] به شهادت رسيد و در ماه مهماني پروردگار به ضيافت الهي نائل گشت.

نگاهي كوتاه و گذرا بر زندگاني اين دلباخته و شيفته حضرت بقيةالله و قضاياي تشرفات ايشان آدمي را به خوبي به اين نكته واقف مي‌سازد كه آن سيد شهيد و علامه فقيد مورد عنايت و كرامت حضرات معصومين(ع) به ويژه حضرت مهدي(ع) بوده و آن بزرگوار توجهي مخصوص به آن مرحوم داشته و وي نيز ارتباطي وثيق و اتصالي عميق با ساحت مقدس مهدوي(ع) داشته است.

در سالهاي اخير بقعه اي شكوهمند بر سرمزار او و پدر عاليقدرش بنا شده و زيارتگاه اهل معرفت است.



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید