n1

صاحب لِوا، گریستن (2)


در وادی غفلت برای همیشه گم خواهم شد، اگر شوق وصل به امام زمانم را از دست داده باشم







دانلود سخن آوا



 

روایت هایی داستانی پیرامون سخن آوای گریستن (2)

   پرسيده بود:

نوزادها، چرا بي دليل گاهي مي خندند و بي درد، گاهي گريه مي كنند؟!

امام صادق علیه السلام به مفضل فرمود:

«نوزادي نيست مگر اينكه امام زمان خودش را مي بيند و با او نجوي مي كند.

گريه هاي نوزاد براي غيبت امام است و خنده هايش براي آمدن امام به سمت او.

اما زماني كه نوزاد زبان باز مي كند، در اين رحمت بر او بسته مي شود و بر دلش مُهر فراموشي مي خورد.»

بحارالانوار، ج 25،ص382


   تازه از سفر برگشته بود،

به منبر رفت و مردم را موعظه کرد،

از نزول جبرائیل فرمود و پیامش،

از کربلا گفت و شهادت حسین اش، سپس حسن و حسین را در آغوش گرفت. دست بر سرشان گذاشت.

رو به آسمان کرد و گفت:

خدایا! محمد بنده توست، رسول توست، این دو هم از پاکان عترتم، از برگزیدگان اهل بیتم.

جبرائیل برایم خبر آورد که حسینم را می کشند، با بی رحمی تمام ؛ خدایا!

شهادت او را برایش پر برکت ساز. او را سرور همه ی شهدا قرار بده، و برای قاتلان و خوارکنندگان او، برکتی قرار نده.

کلام پیامبر، تمام اهل مسجد را به گریه انداخته بود.

رو کرد به کوچک و بزرگشان، فرمود:

بر او گریه می کنید ؟!.. بر او گریه می کنید و او را یاری نمی کنید؟!...

بحارالانوار، ج44، ص248

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید