n1

صاحب لِوا، رحمت (2)


فقط کافیست با تمام دلت آمده باشی برای حضور ،سلام را او خواهد گفت







دانلود سخن آوا



 

روایت هایی داستانی پیرامون سخن آوای رحمت (2)

   مادرِ پدر، آمده بود زیارت پدر. دید چشم های پدر بارانی است، گونه ها و محاسنش خیس.

علت گریه را پرسید؛

رسول خدا فرمود:

«جبرئیل خبر آورد که امت من، حسین مرا می کشند.»

تحمل شنیدن این خبر را نداشت.

اشک بود که از دیده های فاطمه سلام الله علیها پایین می چکید.

نمی خواست دخترش، پاره ی تنش و محبوبه اش را در آن حال ببیند.

همان وقت به ریحانه اش خبر دیگری داد. خبری که فاطمه اش را آرام و خوشحال کرد.

اینکه فرزندی از نسل او، فرمانروای زمین خواهد شد.

کامل الزیارات، باب 16، حدیث 5


   خبرش وقتي به امام برسد، برخواهد گشت به شهر.

آن وقت همه خواهند آمد نزد امام. سرها در گريبان و صورت ها غرق خجالت.

شرمنده از اينكه در غياب امام، سر به شورش برداشته اند،

پشيمان از اينكه جانشين او را كه از بستگانش بوده كشته اند.

آن هم بعد از اینکه امام با بهترین پندها دعوتشان کرده بود به اطاعت.

بعد، گريه و اعلان توبه از سوي پيمان شكنان؛ جانشینی دیگر تعیین می شود.

بعد شورشي دوباره و شهادت جانشين تازه.

اما امام باز هم به شهر برخواهد گشت و همه شان را خواهد بخشيد.

امام صادق علیه السلام به مفضل فرمود:

عين همين ماجرا براي بار سوم هم تكرار خواهد شد.

بار آخر ولي حضرت مهرباني، خودش و وجود پر از رحمتش را از مردم شهر دريغ مي كند.

در آن وقت،‌ قیام کننده برحق به سربازان خودش خواهد فرمود:

« به مكه برگرديد و از آن‌ها جز مؤمنان واقعي را باقي نگذاريد ،

اگر رحمت خدايتان كه همه جا را فرا گرفته نبود من هم با شما مي آمدم،

ولي من همان رحمت فرا گير هستم.»

بحارالانوار، ج 53، ص11

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید